تبليغاتX
عرفان ایران

به گفته آگاهان ،‌ اداره اطلاعات شهرستان بروجرد با فشار بر شهرداری این شهرستان ،‌ از محصور نمودن و دیوارکشی زمین موقوفه حسینیه مخروبه دراویش نعمت اللهی گنابادی توسط دراویش ،‌ جلوگیری و ممانعت نموده است .

حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی دربروجرد ، سحرگاه روز بیستم آبان ماه 86 توسط متحجرین و مقدس مآبان به آتش کشیده شد و به زیر تیغهای بولدوزر رفت و در پی آن ، شمار زیادی از دراویش با دستور دادستانی بروجرد بازداشت و با عناوینی چون اقدام علیه امنیت ملی ،‌ اخلال در نظم و تمرد از دستور پلیس تحت پیگرد قضایی قرار گرفتند .
این مکان عبادی دراویش به صورت موقوفه بوده که تولیت آن را جناب آقای دکتر نورعلی تابنده ( مجذوبعلیشاه ) ، قطب سلسله نعمت اللهی سلطانعلیشاهی برعهده دارد و تاکنون اداره اطلاعات با فشار بر نهادهای شهری ، از دیوارکشی زمین موقوفه این بنای مخروبه ممانعت می کند و تلاشهای وکلای مدافع دراویش نیز در این راستا به نتیجه ای نرسیده است

 

 

 

 

 

 

 

 

 

عکسهای فوق در فروردین 87 از محل حسینیه سیدالشهدا بروجرد گرفته شده ... جایی که به نام اسلام و با تحجر عامیانه تخریب شد مملو از کتب مقدسه و اسما متبرکه بود ... جالب اینجاست که بعد ار قریب به 5 ماه کاشی کاریی که نام مقدس حضرت ختمی مرتبت محمد ابن عبدالله بر آن حک شده بود در مخروبه های حسینیه پیدا شد ...

دریغا که درد بسیار است و نادانی و تحجر این قوم ظالم بسیارتر.

 

کسانی که برای هر مساله ای کفن به تن می کنند و به خیابانها می ریزند ... وحسیانه به خانه حسین حمله کردند و اسما جلاله و معصومین را در زیر چرخ های لودر های خود خرد کردند .

امان از این مسلمانی

 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم فروردین 1387ساعت 14:21 توسط آرش |

 

فرارسیدن ماه غم ، ماه شهادت

ظهور العشق الاعلي و المتوجه بالهمه العليا مقصد العرفا و اب الاوليا و خامس اصحاب الکَسا و سيّدالشهدا سِرّالله الاتم و ثارالله الاعظم

المقدس عن الشين

ابي عبدالله الحسين

عليه السلام

بر همه ي آزاد انديشان و شيعيان واقعي ايشان

تسليت باد

 

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و سوم دی 1386ساعت 0:18 توسط آرش |

هـــــو

121

 

اِنَّما اَشكُــوا بَثِّى وَحُزنِـى إلَـى الله

 

 

و فَــاصبِــر صَبــراً جمیِــلاً ، اِنَّ اللهَ یُحب ُّ الصّابِرِین

 

اِن الحُسین مِصباحُ الهُدی و سَفینَه النِجاه

 

لینک فیلمهای حمله و تصرف و تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی بروجرد که قبلا ارسال شده بود قابل ذخیره کردن نبود لذا فیلمها در سایت دیگری که قابلیت ذخیره در کامپیوتر را دارند قرار داده شده ، دوستانی که مایل به ذخیره فیلمها می باشند می توانند از لینکهای زیر فایلها را ذخیره کنند .

التماس دعا

 

 

 

http://www.divshare.com/download/2799751-5c8

 

 

http://www.divshare.com/download/2800208-f85

 

 

http://www.divshare.com/download/3100281-910

 

 

http://www.divshare.com/download/3100282-e21

 

 

http://www.divshare.com/download/3100286-dd6

 

 

http://www.divshare.com/download/3100285-1ab

 

 

http://www.divshare.com/download/3100284-ae5

 

 

http://www.divshare.com/download/3102942-da9

 

 

http://www.divshare.com/download/3102944-5e6

 

 

http://www.divshare.com/download/3102943-61c

 

 

http://www.divshare.com/download/3105195-d1f

 

 

http://www.divshare.com/download/3105198-e0c

 

 

http://www.divshare.com/download/3105199-ad8

 

 

http://www.divshare.com/download/3105200-1f4

 

 

http://www.divshare.com/download/3105201-139

 

 

 

+ نوشته شده در جمعه بیست و سوم آذر 1386ساعت 2:45 توسط آرش |

   تأثیر این تخریب در کجاست؟   
تخریب حسینیه دراویش نعمت‌اللهی گنابادی از نگاه شاهدان

تأثیر این تخریب در کجاست؟

اردوان روزبه
ardavan.roozbeh@gmail.com

این گزارش را از این‌جا بشنوید.

‌ ‌

این بار در ادامه بررسی پرونده برخورد با دراویش گنابادی به سراغ شاهدان عینی این تخریب رفتم و با کسانی که در محل این حادثه بودند و همچنین با یکی از وکلای این دراویش گفتگو کردم.

روز نوزدهم آبان‌ماه روزی است که درگیری‌های چندساله بین درویش‌های نعمت‌اللهی گنابادی با برخی از مذهبی‌های بروجرد به اوج می‌رسد و ماجرا که از روزهای قبل با اشکال مختلف آغاز شده، شکل پررنگ‌تری به خود می‌گیرد.

درب حسینیه دراویش نعمت‌اللهی‌گنابادی که در نزدیکی مسجدالنبی قرار دارد، توسط این افراد به آتش کشیده می‌شود. در این جریان به حمله متقابل درویش‌ها به مسجدالنبی و سنگ‌پرانی به آن، استناد شده چیزی که دراویش آن را تأیید نمی‌کنند.

در این روز با حضور چند طلبه از قم، موضوع شکل دیگری به خود می‌گیرد. بر تعداد حمله‌کنندگان افزوده می‌شود. به شکلی که در اواخر شب با سخنرانی یکی از همین حمله‌کنندگان که در جریان تخریب حسینیه دراویش نعمت‌اللهی‌گنابادی در قم هم حضور داشته، احتمال حمله به این حسینیه افزایش پیدا می‌کند.


حسینیه دراويش نعمت‌اللهی بروجرد

محمدرضا رضایی‌فرد، نگهبان حسینیه می‌گوید:
«این حقیر سراپا تقصیر، از بدو شروع کار حسینیه یعنی ساخت و افتتاح، نگهبان شبانه‌روزی آن‌جا بودم. شنبه بیستم، ساعت هفت و نیم صبح به من اطلاع دادند که درب حسینیه را ساعت یک و نیم آتش زده‌اند.

سراسیمه به داخل حسینیه آمدم. از کسانی که که حدود ۸-۷ نفر می‌شدند و به عنوان نگهبان در آن‌جا می‌خوابیدند، پرسیدیم که چه شده است؟ گفتند که ساعت ۱۱ مقداری سنگ پرتاب کردند و بعد، حدود ساعت یک و نیم چهار شیشه کوکتل‌مولوتوف پرتاب و فیلم‌برداری کردند و رفتند.

حدود ساعت ۱۲-۱۱ حاج‌آقایی که اسمش را دقیق نمی‌دانم، آمدند و با ده یا دوازده نفر دیگر می‌گفتند مرگ بر صوفی و با ما درگیر شدند. بعد از مدتی به پلیس ۱۱۰ زنگ زدیم که این‌ها با چوب و سنگ مزاحمت ایجاد می‌کنند و ما باید چه بکنیم؟

بلافاصله رییس خود شهربانی (نیروی انتظامی) و رییس اطلاعات و فرماندار آمدند و نیروی انتظامی آن‌ها را بردند و عواملشان هم تا غروب آن‌جا ماندند. غروب درویش‌ها کم‌کم جمع شدند. هر شب در آن‌جا نماز خوانده می‌شود. برعکس آقای مدیری هم که مجاز نماز بود آن‌شب نیامده بودند.

ساعت تقریباً ۹ و خرده‌ای بود که سرهنگ کلانی، رییس شهربانی (نیروی انتظامی) بروجرد به ما گفت که بفرمایید از حسینیه بروید. گفتیم که شما بنویسید امنیت را برای ما فراهم می‌کنید؛ می‌رویم. ما اصلاً برخوردی با آن‌ها نداشتیم. مخصوصاً گفتند آقای رضایی بماند - چون من نگهبان بودم - و بقیه بروند.

یکی از مأموران، سرگردی بود که اتیکت نداشت. من را کنار کشید و گفت آقای رضایی، این‌ها حدود یک ربع یا نیم‌ساعت دیگر، قصد حمله دارند. چه بروید و چه نروید، این برنامه اجرا شدنی است. حالا اگر کسی از بچه‌ها هم می‌تواند برود، بهتر است.

در همین گیر و دار بودیم که دیدیم یک‌دفعه یک جماعتی با حاج‌آقا، چوب و چماق به دست و شیشه کوکتل مولوتف و با اسلحه سرد و گرم، یک‌دفعه به داخل آمدند. این وضع تا ساعت سه نیمه‌شب ادامه داشت.

خدمت شما عرض کنم که این ضعف نیروی انتظامی است. چهار نفر قداره‌کش به این‌جا بیایند؛ بلافاصله پلیس حاضر می‌شود و تکه پاره‌شان می‌کند. چطور در تهران اراذل و اوباش را گرفتند؟ آن شب، نیروی انتظامی چهار سرباز در آن جلو گذاشت و خودش کنار رفت؛ که خیلی از سربازها کتک هم خوردند.

این‌ها به چه حکمی آمدند؟ مگر این‌ها پیرو ولی فقیه نیستند؟ مگر ولی فقیه طبق قانون اسلام عمل نمی‌کند؟ این‌ها کسانی هستند که نه معلوم است از کجا پشتیبانی می‌شوند و نه این‌که از چه کسی خط می‌گیرند. خودشان می‌آیند و می‌ریزند و می‌پاشند و تمام.»

آیا قبلاً هشداری برای این موضوع داده شده بود؟

تهدید می‌شود، نه هشدار. همین الان هم تهدید می‌شود. الان هم اگر در شهر راه بروید و از قیافه‌تان خوشش نیاید، می‌گیرندتان. می‌زنند و می‌برند ...

شب به نیمه نرسیده، اولین حرکت‌ها آغاز می‌گردد و حمله‌کنندگان به سمت این حسینیه حرکت می‌کنند. نیروی انتظامی در محل حاضر می‌شود و با صحبت‌هایی که با حمله‌کنندگان می‌کند، سعی در جلوگیری دارد؛ اما تعداد این افراد رو به افزایش می‌گذارد.

این حرکت در پی این انجام می‌پذیرد که چند ساعت قبل درویش‌های مستقر در این حسینیه، هفت نفر از حمله‌کنندگان را دستگیر کرده بودند و در شرف تحویل به نیروی انتظامی بودند. گروهی از درویشان اشاره می‌کنند که قبل از این، نیرو ذکر کرده بوده که در صورتی که کسی به این مکان حمله کرد، آن‌ها را دستگیر (کنند) و به نیرو تحویل دهند.


حسینیه دراويش نعمت‌اللهی بروجرد

یکی از دراویش که آن‌شب در محل حسینیه بوده، چنین توضیح می‌دهد:
«زمانی که ما را گرفتند، عکس پیر ما را جلوی‌مان با فندک آتش زدند. کجای انسانیت می‌گوید که باید همچین کاری کنند؟ ۲۰۰ موتور و سه دستگاه خودرو را آتش زدند. کدام قانون بشریت می‌گوید که باید این‌کار را بکنند؟

جریان قم که اتفاق افتاد، گفتند عده‌ای ناشناس این کار را کردند. اما بروجرد را نمی‌توانند بگویند؛ چون آقایان روحانی اعلام کردند. گفتند ما به آن‌جا می‌رویم و آتش می‌زنیم. غسل شهادت کردند که بروند آن‌جا را آتش بزنند؛ با خاک یکسان کنند.

در روزی که حسینیه خراب شد چهار منقل و بافور و ۲۰ بطری عرق را در ته حسینیه گذاشتند. گفتند این‌ها برای دراویشی است که از آن در این‌جا استفاده می‌کردند. می‌شود بالای سردر مکانی بنویسند: «ان الحسین مصباح الهدی و سفینة النجاة» و بعد بگویی که از این کارها می‌کنند؟

منقل و وافور دارند، عرق می‌خورند و همه کار می‌کنند. آیا داخل حسینیه‌ای که اسم ائمه را نوشتند، از این کارها می‌کنند؟»

مسؤولان ارشد انتظامی و امنیتی در محل حاضر می‌شوند و با توجه به احتمال درگیری از دراویش می‌خواهند که آن‌جا را ترک کنند. دراویش نیز از نیرو تقاضا می‌کنند که حفظ حسینیه را کتباً متعهد شود تا مکان را ترک کنند.br>«آمدند و درب خانه را آتش زدند. بعد ما را به بازداشت‌گاه بردند و در آن‌جا کتک زدند. باز هم هیچ. حالا می‌خواهند آزادمان کنند، می‌گویند که باید سند بیاوری. برای من مشخص کنید؛ منی که کتک خورده‌ام باید شاکی باشم یا متشاکی؟ در بیمارستان هم اعلام کردند که هر ‌کس از بسیج بود، تحویل بگیرید و هر که غیربسیجی بود بگیرید تا ما بیاییم.

این مذاکرات به طولی نمی‌انجامد چرا که با افزایش تعداد حمله‌کنندگان، امکان جلوگیری از حمله فراهم نمی‌شود. حسینیه در ساعات اولیه بامداد روز بیستم آبان‌ماه توسط مهاجمین تصرف می‌شود.

با توجه به گفته برخی شهود، نیروی انتظامی با گردانندگان این جریان برای جلوگیری از خشونت مذاکره می‌کند؛ ولی پاسخی نمی‌گیرد. مهاجمین متذکر می‌شوند که از نیروی انتظامی دستور نمی‌گیرند و مراجع باید در این مورد به آن‌ها امر کنند تا عمل کنند.

یکی دیگر از شاهدان این اتفاق نیز ادامه می‌دهد:<

من خودم زمانی که در چشمم شیشه رفت، به بیمارستان بروجرد رفتم. دکتر می‌خواست آن را پانسمان کند که مأمورها آمدند و گفتند کار بسیجی‌ها را راه بیندازید و غیربسیجی‌ها را بگیرید. ما سریع فرار کردیم که ما را نگیرند.»

به هر صورت بعد از این‌که این حمله کنندگان - که استنادشان حمله درویش‌‌ها به مسجدالنبی با سنگ بوده است - تمام حسینیه را می‌گیرند، نیروهای انتظامی و دولتی دیگر وارد صحنه نمی‌شوند. آن‌ها تا نزدیک ساعت چهار صبح در محل حسینیه مانده و بعد از آن، از این مکان خارج می‌شوند.
«در این حادثه سه نفر مفقود شده بودند که یکی از آن‌ها آقای امیر حصیرکار است و هر چه قدر هم گشتند، کسی از او خبردار نشده. آقای امیر عسگری را در خیابان گرفتند و با ماشین بردندش. نه از هست او خبر داریم و نه از نیستش. آقای مجید صافکار هم در آن‌جا بوده است.»

شاهدی دیگر در این حادثه می‌گوید:

به نظر می‌رسد نیروی انتظامی برای کاهش تنش و عدم گسترش خشونت در اطراف محل، مستقر می‌شود و حتی به دراویش هم اجازه ورود به حسینیه را نمی‌دهند؛ اما تمام ماجرا این نیست. نزدیک به ظهر این روز، همان گروه با بولدوزر و ماشین‌آلات سنگین به محل باز می‌گردند و تمام حسینیه را تخریب می‌کنند؛ به طوری که تا نزدیک غروب، این حسینیه تبدیل به زمینی مسطح می‌شود. مانند حسینیه این دراویش در قم که اینک با آسفالتی که کف آن شده، بیشتر یک پارکینگ را می‌نماید.
«ما داخل حسینیه با فرمانده نیروی انتظامی بودیم که مهاجمین درب حسینیه را آتش زدند. مسؤولان به ما گفتند متفرق شوید. ما در حال حل کردن موضوع هستیم. ما گفتیم شما امنیت این‌جا را ضمانت کنید؛ ما از این‌جا می‌رویم. اما برای نماز، چند نفری از ما در این‌جا هستند.

شاهدی دیگر از دراویش اشاره می‌کند:

این رفت و آمدها طول کشید. از آن‌طرف هم کل خیابان را بستند. از میدان صفا تا خیابان حائری بسته شد و شعار می‌دادند. تقریباً دوازده و نیم شب بود که خود فرمانده نیروی انتظامی داشت با آن‌ها صحبت می‌کرد. در حین صحبت‌های ایشان، از همه طرف حمله کردند. ما که به دم در رفتیم تا ببینیم چه خبر است، آن قدر سنگ و آجر خوردیم که تمام دنده و دست و پا و صورتمان زخمی شد.»


حسینیه دراويش نعمت‌اللهی بروجرد

بعد از این اتفاق حجت‌الاسلام کروبی اولین کسی بود که به این موضوع اعتراض کرد. وی که خود اهل لرستان است، در بخشی از اعتراضش اشاره می‌کند: «ایجاد غائله بروجرد بسیار مایه تأسف و تأثر گردید. سؤال این است که تخریب حسینیه دراویش در بروجرد و تحریک احساسات کسانی که مکرر، وفاداری خود را به جمهوری اسلامی اعلام نموده‌اند و به یگانگی خداوند اقرار و خود را مسلمان و شیعه می‌دانند، با چه انگیزه و هدفی صورت می‌پذیرد و چه کسانی در نهان به تحریک نیروهای مذهبی می‌پردازند؟»
«نظام جمهوری اسلامی می‌گوید که هر کس در این مملکت گفت: اشهد ان لا اله الا الله و اشهد ان محمد رسول الله و اشهد ان علی ولی الله، مسلمان است و زیر پرچم این مملکت می‌تواند زندگی کند. من هم می‌خواهم بدانم که آیا در این نظام چیزی که در قانون اساسی آمده و از همه مهم‌تر در قرآن که کتاب همه‌ی مسلمانان است، آمده، آیا عمل می‌شود؟ اسلام، اسلام ناب محمدی است یا اسلام عقاید دیگر است؟»

یکی دیگر از دراویش نعمت‌اللهی گنابادی می‌گوید:

بعد از آن نیز جبهه مشارکت با صدور اعلامیه ای برخوردهای انجام شده با دراویش گنابادی را از «مصادیق تضییع حقوق» شهروندان دانسته و آن را محکوم کرد.

نهضت آزادی ایران هم، یکی از گروه‌های سیاسی بود که در این باره اظهار نظر کرد: «زنده کردن نزاع یا جدال کهنه فقها با حکما و عرفا و دامن زدن به تعصبات مذهبی و فرقه‌گرایانه، آن هم در سالی که سال اتحاد ملی و انسجام اسلامی نامیده‌ شده است، نه تنها تناسبی با ‌اعتبار جایگاه حقوقی و حقیقی مقام رهبری و نظام جمهوری اسلامی ندارد؛ بلکه باعث وهن اسلام و ملت با فرهنگ ایران می‌شود.»

من توانستم با یکی از وکلای این دراویش هم، در شبی که برای کمک به دستگیرشدگان عازم به بروجرد بود، گفتگو کنم:

شما یکی از وکلایی هستید که می‌خواهید بروجرد بروید؟

بله.

خودتان از دراویش نعمت‌اللهی گنابادی هستید؟

بله.

مایل هستید که خودتان را معرفی کنید؟

نه.

چرا این اتفاقات می‌افتد؟

نقض واضح حقوق بشر.

تا کنون چه تلاش حقوقی برای حل این موارد کرده‌اید؟

برای مسأله‌ی قم خیلی به سازمان ملل مراجعه کردم. شخصاً به ارگان‌هایی که می‌توانستند رسیدگی کنند؛ من‌جمله کمیسیون حقوق بشر که در کانون وکلا است، (مراجعه کردم.) در قم هم خودم وکیل پرونده‌شان بودم.

در آن‌جا خوشبختانه من را هیچ‌گونه آزار و اذیتی نکردند و خیلی هم خوب برخورد کردند؛ ولی متاسفانه اصلاً گوششان بدهکار نیست. پرونده‌ها را خوابانده‌اند. ما به هر ارگانی که لازم بود سر زدیم؛ ولی متاسفانه هیچ کدام پاسخ‌گو نبودند.

برنامه‌ی شما در بروجرد چیست؟

دفاع از موکلینم.

موکلین شما چه کسانی هستند؟

خودم هم نمی‌دانم. به ملاقات می‌رویم و اگر به ما اجازه ملاقات دادند، آن‌جا اعلام وکالت می‌کنیم.

لیست مشخصی از زندانیان دارید؟

تازه می‌خواهیم ببینیم که چه کسانی هستند و اسامی آن‌ها چیست و اگر اجازه اعلام وکالت دادند، برای دفاع برویم ...

این در حالی است که علاءالدین بروجردی در پاسخ به مهدی کروبی اشاره کرد اگر چه جزییات موضوع در حال بررسی است، اما «من با آقای کروبی صحبت کردم و توضیح دادم واقعیت قضیه به آن صورت که ایشان شنیده‌اند، نیست.»

در همین حال وزیر کشور نیز که خطاب برخی از این اعتراض‌ها قرار گرفته بود، در آخرین اظهارات خود اشاره کرد: «در این تخریب خود دراویش هم مقصر بوده‌اند.»

اینک برخی از گزارش‌های تایید نشده، حکایت از این دارد که حسینیه این دراویش در کرج، از دیگر مراکزی است که تهدید در مورد آن افزایش یافته است. آیا این تخریب‌ها می تواند حرکتی سازمان‌یافته باشد؟ آیا نظام جمهوری اسلامی خود در این جریان حتی بیش از دراویش مورد آسیب قرار نمی‌گیرد؟

و دست آخر اگر نیرویی بالاتر از قانون می‌تواند برابر قوانین مدنی کشوری بایستد، که حتی رهبر آن نیز، در وقوع جریانات تفرقه‌افکنانه اظهار ناراحتی می‌کند، نمی‌تواند فردا در مورد دیگر ارکان آن، دستوری صادر کند که قانون نتواند در برابر آن بایستد؟

 

 

www.erfaneiran.persianblog.ir

 

http://www.cloob.com/clubname/gonabadi

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 1:1 توسط آرش |

هـــــو
121

اِنَّما اَشكُــوا بَثِّى وَحُزنِـى إلَـى الله

و فَــاصبِــر صَبــراً جمیِــلاً ، اِنَّ اللهَ یُحب ُّ الصّابِرِین

اِن الحُسین مِصباحُ الهُدی و سَفینَه النِجاه

فیلمهای جدیدی از فاجعه ی حمله ی وحشیانه مقدس نمایان و متحجرین و فریب خوردگان زر و زور به حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی بروجرد

حسینیه ی ویرانه و موتورسیکلتهای سوخته شده از آتش جهل متجحرین

تخریب حسینیه

لودر شهرداری که برای تخریب خانه حسین آمده است

ویرانه ای که قبل از حمله ی متحجرین حسینیه حضرت سیدالشهدا بود

غارت وسایل و تخریب

در شرع مطهر اسلام گویندگان شهادتین مسلمان هستند و دولت اسلامی موظف به حفظ جان و مال و ناموس آنهاست . آیا دولت جمهوری اسلامی ایران به این تکلیف شرعی و انسانی خود عمل کرده است ؟؟

کاری که یزید و یزیدان با حسین علیه السلام کردند این خود فروختگان با نام و خانه حسین کردند

آتش زدن و تخریب حسینیه دراویش نعمت اللهی گنابادی بروجرد

شعله های آتشی که از کج فهمی و نادانی عده ای فریب خورده به خانه ی حسین علیه السلام زده شد

آتش زدن حسینیه حضرت سیدالشهدا

به گفته شاهدان عینی اینان حتی برنج داخل حسینیه را دزدیدند و می گفتند غنیمت جنگی است . واقعا آیا می توان نام این افراد را مسلمان گذاشت ؟؟!!

دزدیدن فرشها و تخریب وسایل حسینیه توسط مهاجمین به اصطلاح مسلمان

تخریب و غارت حسینیه

غصب و تصرف حسینیه

محاصره حسینیه توسط چماقداران بسیجی نما

هوچی گری قبل از حمله به حسینیه

تحریک مردم توسط آخوند اعزامی از قم

عربده کشی و شعار مرگ بر صوفیه

عربده کشی عوامل فریب خورده در خیابانهای شهر 

تدارک شروع حمله به حسینیه دراویش گنابادی بروجرد

تدارک شروع حمله به حسینیه ۲

تدارک شروع حمله به حسینیه ۱

عوام فریبی و شستشوی مغزی با ذکر مصیبت اهل بیت علیهم السلام

البته ادعا دارد که برای گفتگو آمده بودند ولی مشخص نیست از کی گفتگو به غسل شهادت و وصیت نامه احتیاج دارد

گروه اعزامی از قم ( با غسل شهادت و کفن)

ویرانه ای که قبلا محل ذکر خدا و عزاداری سرور شهیدان بود

 

 

 از دوستان و فقرای عزیز بروجردی برای ارسال این فیلمها کمال تشکر و سپاس را داریم و امیدواریم روزی بیاید که فیلم افتتاح حسینیه جدید بروجرد را برایمان بفرستند.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:53 توسط آرش |

هـــــو


121

هو الٌذی اَیَّدکَ بِنَصرٍه و باِلمومِنین

 

8eupmdl.jpg

از شاهدان عینی نقل شده

وقتی بلدوزر شهرداری برای تخریب حسینیه وارد میدان شد و به نزدیک حسینیه رسید ، راننده شهرداری متوقف شد و اعلام کرد اینجا آیات قرآن نوشته شده و بر سر در حسنیه نوشته اند (( اِن الحُسین مِصباحُ الهُدی و سَفینَه النِجاه)) من حاضر به تخریب آن نیستم .

در این حال شهردار منطقه یک بروجرد ( آقای بور بور ) که از اعضای مقدس نما و بسیار هتاک و بد دهن و بسیار بدنام در نزد عامه مردم و اهالی بروجرد می باشد . با اینکه این مکان مقدس در حوزه استحفاظی ایشان نبود . سیلی محکمی به صورت راننده زده و خود پشت بلدوزر می نشیند و حسینیه دارویش نعمت اللهی گنابادی را که قرنهاست در کمال صلح و صفا در شهر بروجرد به زندگی و امرار معاش مشغول هستند و تا بحال هیچ کدام از مردم عادی از آنها شکایتی نداشتند را تخریب و با خاک یکسان می کند .

و انشالله به مصداق آیه ی شریفه ی :

یَخـــرِبُونَ بُیُـــوتَهـــُم بِــــاَیدیهِم وَ اَیــــدیِ المُـــومِنیــنَ فَـــاعتَبِـــروا یا اُولیِ الاَبصــــار

 

خداوند خودش جواب این ظلم و ستم و جفای را که به شیعیان

مولی الموحدین علی علیهم السلام

 کردند را بدهد

 

اِنَّما اَشكُــوا بَثِّى وَحُزنِـى إلَـى الله

 فَــاصبِــر صَبــراً جمیِــلاً ، اِنَّ اللهَ یُحب ُّ الصّابِرِین

 

ما شکایت خود به فرموده مولای بزرگوارمان به صاحب حقیقی این حسینیه (که کسی جز حضرت حق نیست) می بریم و انشالله که این شکایت را شنیده باشد و خود جواب این ستم و ظلم را به آمرین و عاملین این عمل شنیع بدهد .

انشالله

 

www.erfaneiran.persianblog.ir

 

http://www.cloob.com/clubname/gonabadi

 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:52 توسط آرش |

گفتگو با رهبر درویشان گنابادی در باره تخریب حسینیه آنان در بروجرد - بخش دوم و پایانی  

«شکایت خود را فقط پیش خدا می‌بریم»

اردوان روزبه 

ardavan.roozbeh@gmail.com 

گفتگو با دکتر نورعلی تابنده را از این‌جا بشنوید 

بخش نخست این گفتگو را در این‌جا بخوانید 

‌ ‌

پیش از این شما بخش نخست گفت‌وگوی زمانه را با دکتر نورعلی تابنده گنابادی (مجذوب‌علی‌شاه) قطب درویش‌های نعمت‌اللهی گنابادی را در مورد مسایل و مشکلات آن‌ها در بعد از انقلاب خواندید. آن‌چه در پی می‌آید، بخش دوم و پایانی این گفت‌و‌گو است. 

(دکتر نورعلی تابنده  مجذوب‌علی‌شاه) قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی (عکس: اردوان روزبه، زمانه (


نزدیک به یک‌صد اقلیت و فرقه‌ی مذهبی در ایران وجود دارد. اما بیشترین برخورد در طول این چندسال گذشته با درویش‌های نعمت‌اللهی گنابادی بوده است. با توجه به این‌که مشی شما از نظر شریعت، کاملاً منطبق بر شیعه است، فکر می‌کنید چرا برای نزدیک‌ترین گروه به شیعه بیشترین مشکلات و درگیری آمده؟ 

امام زمان که غایب شد، گفت کسانی که آن چهار شرط را دارند، جانشین وی برای تقلید هستند؛ شیعه هم همین را می‌گوید. فلل عوام یقلدوا. آن‌هایی که اطلاعاتی ندارند، عوام هستند. البته عوام در این‌جا یعنی عوام در اطلاعات مذهبی. یک دکتر و پرفسور هم در این‌جا عوام محسوب می‌شود. آن عوام باید تقلید کنند. تقلید در عمل، نه در اعتقاد.

ما می‌گوییم امام زمان یک نفر را هم معین کرد برای این‌که بیعت بگیرد و وضع کند. آن نفر ماییم. یک نفر هم معین کرد که احکام را بگوید، آن نفر شمایید. شما به وظیفه‌ی خودتان رفتار کنید؛ ما به وظیفه‌ی خودمان. ما وظیفه‌ی شما را می‌شناسیم. می‌دانیم شما وظیفه‌ای دارید. آن‌هایی که این را رعایت می‌کنند، روابطشان با ما خوب است.

ولی همیشه آن‌هایی که یک خرده جار و جنجالی و سیاسی هستند، این رعایت را نمی‌کنند. اصلاً این یکی رشته را قبول ندارند. می‌گویند نخیر؛ چنین چیزی نبوده. امام کسی دیگر را تعیین نکرد؛ فقط ما را تعیین کرد. این اساس اختلاف است.

اما چرا به گنابادی فقط پیله کردند؟ برای این‌که الان سلسله‌ی گنابادی از سایر سلاسل تعدادش بیشتر است و این چند قرن اخیر، همه‌ی رهبرانش آخوندها و یا به اصطلاح روحانیونی بوده‌اند که گذشته از این کار، اطلاعات فقهی هم داشتند. یعنی همان شرایطی که برای فلان آقای فقیه هست، که مردم باید از او تقلید کنند، در ایشان هم بوده است. بنابراین می‌شد از ایشان هم تقلید کرد. کما این‌که فرض کنید الان درویش‌ها از آقای رضا‌علی‌شاه که آخرین شیخ‌شان است، تقلید می‌کنند.

این است که در این‌جا می‌شود یک مقداری از قدرت آن‌ها را این‌ها هم داشته باشند. معذالک برای این‌که دچار اشتباه نشوند، همه می‌گفتند در امور شرعی به آخوندها رجوع کنید؛ برای این‌که حسادت انگیخته نشود.

بعد هم در گناباد جد ما که صدوخرده‌ای سال است که رحلت کرده‌اند و اولین قطب در این سلسله بودند، گفتند در سیاست دخالت نمی‌کنیم. در مسایل شرعی هم با وجود این‌که فقیه دانشمندی بودند، نظر فقهی ندادند و گفتند نظر فقهی با فقهاست. نظر داشتند، می‌گفتند؛ ولی به عنوان فتوا ندادند.

این حضور موجب شد که فکر کنند ممکن است موجب مزاحمت بشود و قبل از این‌که بقول آن‌ها لطمه بزند، می‌خواهند از بین ببرندش. البته از بین هم نمی‌رود...

 

(دکتر نورعلی تابنده  مجذوب‌علی‌شاه) قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی (عکس: اردوان روزبه، زمانه (

برخورد مسئولان عالی نظام جمهوری اسلامی با رویکرد دینی شما چگونه است؟ 

من نمی‌دانم، اعتقادشان چه هست. ولی عملشان هم همین است که می‌بینیم. در اعتقادشان خب بعضی‌ها مثلن آقای منتظری در بعد از قضیه قم گفتند: «آقا این‌ها چه کار دارند به اعتقاد شما؟ چرا اذیت می‌کنید؟ نباید اذیت کنید» یا آقای کروبی که البته در سطح مراجع نبودند، اما اعتراض کردند. دیگران هم خیلی‌ها گفتند. خیلی‌ها هم همین عقیده را داشتند و نگفتند. یعنی این عمل را تقبیح کردند؛ بدون این‌که جزو ما باشند.

به قول خود یکی از آقایان اگر با بعضی از عقاید این‌ها مخالف‌اید، خب آن مخالفت‌تان را بگویید؛ چه کار به حسینیه‌شان دارید؟ این وضعیت بین همه هست؛ بین همه‌ی مسئولان، بین همه‌ی فقها، و بین دیگران. خب علامه طباطبایی اهل عرفان بود، آقای خمینی اهل عرفان بود، خیلی‌ها هم نبودند؛ مانند این آقایانی‌ که الان می‌بینید.

ولی در بعضی از این تخریب‌ها به نظر مراجع استناد شده. به نظر شما مراجعی که موافق با تخریب مراکز عبادی شما هستند، کدام مراجع‌اند؟ 

من می‌دانم چهار نفر از آقایان هستند که این چهار نفر، صریحاً مخالفند. البته آن‌های دیگر هم موافق تصوف نبودند؛ ولی خب کاری نداشتند. اما این‌ها مخالف بودند و می‌گفتند: قم جایگاه صوفیان نیست.

یکی از همین آقایان خطاب به یک مأمور دولت که آن‌جا بود، گفت اگر شما نمی‌توانید بیرونشان کنید، ما بیرونشان می‌کنیم. خب این مأمور چقدر باید ضعیف باشد که نگوید آقا شما کی هستید؟ من مأمور از طرف ملت هستم. اگر لازم باشد می‌کنم، اگرنه که هیچ.

بعد که این قضیه شد، همه آقایان گفتند «کی بود کی بود، من نبودم.» همه گفتند ما با این قضیه مخالف بودیم. در بروجرد هم وقتی به این فقرا گفتند متفرق بشوید، بروید منزل‌هایتان، خب بعضی‌ها اطاعت کردند. حرف دادستان بود.

اما وقتی این حرف را به مهاجمین گفتند، آن‌ها گفتند ما از شما دستور نمی‌گیریم و تا از مراجع به ما نگویند، نمی‌کنیم. اینک یکی از آن‌ها مرحوم شده. سه نفر دیگر مانده‌اند. از این سه نفر دو نفر بازهم صریحاً مخالفت می‌کنند و یک نفرشان که یک خرده باهوش‌تر است، ساکت است و هیچ نمی‌گوید.

ولی سکوتی که می‌گویند، کنایه‌ای که رساتر از تصریح است. وگرنه خیلی آقایان دیگر هستند که ما را قبول ندارند؛ ولی می‌گویند این‌ها هم مسلمانی هستند. الان آقای خامنه‌ای خودشان نظر دادند کسانی که شهادتین را می‌گویند، مسلمانانند. دیگر چه کار داری به اعتقادشان؟ مسلمان کسی است که شهادتین بگوید.

با توجه به این‌که ما می‌دانیم در کرج هم شما تهدیدهایی داشته‌اید، فکر می‌کنید آیا این تخریب‌ها باز هم ادامه پیدا می‌کند؟ 

ممکن است، ولی انشاالله خدا نمی‌گذارد. البته خدا به دست مؤمنین می‌کند. خداوند در آیه‌ای خطاب به پیغمبر می‌گوید: خداوند با نصرتی که خود داد تو و با مؤمنین را کمک کرد. خداوند کاری می‌کند، توسط مؤمنین می‌کند. خداوند انشاالله نمی‌گذارد.

ما هم می‌توانیم کاری بکنیم؟ بله. اگر جلوی مثلاً جاده‌ای ببینید یک مار می‌رود، نمی‌توانید بگوید این مشیت است و مار آمده ما را بزند. مار را باید جلویش را گرفت. همه رقم امکانش هست که کاری بکند و می‌کند. ولی آن امکان را باید از او گرفت.

با توجه به مشکلاتی که در قم و در بروجرد پیش آمد و هنوز با مسائلی مواجه هستید، تصمیم آتی شما چیست؟ 

این تصمیم واقعی ماست: شکایت خودمان را به خدا می‌کنیم. البته خداوند به گفته پیغمبر شکایت ما را می‌شنود انشاالله. خودش هرکاری بخواهد می‌کند.

ما همه مسلمانیم، ایرانی‌ هستیم. همه ایرانی‌ها در مسایل اجتماعی، حکومت و سیاست باید امنیت داشته باشند. و هر کسی این کار‌ها را می‌کند، به ایرانیت و به ملت ایران و به امت اسلام لطمه می‌زند و همه‌ی دوستان به این توجه کنید که این کار کوچکی نیست. شما یک حسینیه را خراب کنید، هم به نام حسین و هم به نام اسلام توهین کرده‌اید. یعنی همان کاری که با خود حسین کردند، شما با نامش کردید.

از طرفی هم به ملت ایران لطمه زدید، به همه‌ی ملت ایران. برای این‌که یک غیرمسلمان، مسیحی و یهودی هم که در ایران است، از این قضیه ناراحت می‌شود و هم به آزادی یک ملت که این همه برایش جنگیده‌اند، لطمه زده‌اید. با این کار نشان دادید می‌شود لطمه زد و دیگران را هم وادار به این کار می‌کنید.

شما در مورد احکامی مثل جهاد، که حکم شریعت است، نظرتان چیست؟ اگر حکم جهاد صادر شود، شمولیتی در روش و طریقت شما هم پیدا می‌کند؟ 

جهاد در مذهب شیعه مصداقاً امکان ندارد. برای این‌که شیعه می‌گوید. حکم جهاد از طرف امام معصوم باید داده بشود. امام معصوم هم غایب است. ما اجازه نداریم از طرف امام حکم جهاد بدهیم. آقایان فقها هم اجازه ندارند حکم جهاد بدهند. اینک جهاد اصلاً نمی‌شود.

البته فرقی بین دفاع و جهاد است. جنگ ایران و عراق را هم نمی‌گویند جهاد، می‌گویند دفاع مقدس. دفاع در همه حال واجب است. کسی حمله می‌کند، جوابش را بدهید. دفاع چیزی طبیعی‌، فطری و عقلانی است. دفاع واجب است؛ ولی جهاد واجب نیست. اگر کسی حکم جهاد بدهد، من در مشروعیت‌اش شک می‌کنم. چون در حال با غیبت امام معصوم نمی‌شود حکم جهاد داد.

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:51 توسط آرش |

درویشی و سیاست دخلی به هم ندارند

اردوان روزبه 

ardavan.roozbeh@gmail.com

گفتگو با دکتر نورعلی تابنده را از اینجا بشنوید

‌ ‌

نورعلی تابنده گنابادی اینک ۸۰ ساله و قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی است. او نیز مانند گذشتگان خود، دوران کودکی را در زادگاهش بیدخت گذراند و سپس برای ادامه تحصیل به تهران آمد.

در سال ۱۳۲۷ لیسانس‌اش را در رشته حقوق قضایی از دانشگاه تهران گرفت و در همان سال به استخدام وزارت خارجه در ‌آمد و دو سال بعد به وزارت دادگستری انتقال یافت. وی در سال ۱۳۳۶ توانست از دانشگاه پاریس در رشته حقوق دکترا بگیرد.

این رهبر معنوی دراویش نعمت‌اللهی گنابادی در وزارت دادگستری وقت با سمت‌هایی مانند رییس اداره سرپرستی دادسرای تهران و مستشاری دادگاه استان تهران به کارش ادامه داد.

در سال ۱۳۳۱ بنا بر روشی که در پیش از او نیز در خانواده تابنده وجود داشت، با تحصیل مراتبی از سلوک این دراویش به وسیله پدرش که در بین هم‌کیشان صالح‌علی‌شاه خوانده می‌شد، رسماً وارد این گونه گرایش‌های اعتقادی گردید. وی تا زمان بازنشستگی در سال ۱۳۵۵، کارمند دادگستری بود و بعد از آن به شغل وکالت پرداخت.

تابنده پس از انقلاب ایران در بین جمع ملی مذهبی‌ها و دولت مهدی بازرگان حاضر شد و با سمت‌هایی مانند: معاون وزارت ارشاد و عضو هیأت امنای سازمان حج و زیارت و سپس معاون وزارت دادگستری و همچنین وزیر دادگستری در کنار این دولت بود. اما به نظر می‌رسد در مهرماه ۱۳۵۹ بنا بر میل شخصی خود، این قبیل فعالیت‌ها را رها می‌کند و بیشتر به مسئله کیش اعتقادی‌اش می‌پردازد.

او پس از مرگ زودهنگام سلف خویش موسوم به «محبوب‌علی‌شاه» که برخی دراویش حتا آن را به قتل‌های زنجیره‌ای منتسب به گروه سعید امامی هم نسبت می‌دهند، در سال ۱۳۷۵ با جانشینی وی، رهبری این اقلیت را بر عهده گرفت. اینک بیش از یک دهه است که این درویشان وی را «مجذوب‌علی‌شاه» و قطب دینی خود می‌خوانند.

این اقلیت صوفی، نزدیک‌ترین عقاید را به مذهب شیعه دارند و در بحث‌های فقهی و یا به قولی شریعت، از فقهای شیعی تبعیت می‌کنند. آن‌چه در پی می‌آید مصاحبه زمانه است با نورعلی تابنده گنابادی مشهور به مجذوب‌علی‌شاه. زمانه تلاش کرد تا در گفتگوی با این رهبر فکری دروایش که پس از انقلاب نزدیک به دو سال هم به زندان رفته، به مسائل و موضوعات دراویش نعمت‌اللهی گنابادی که یکی از بیشترین جمعیت صوفیه را در ایران دارا هستند، بپردازد.

(دکتر نورعلی تابنده  مجذوب‌علی‌شاه) قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی (عکس: اردوان روزبه، زمانه (


سابقه‌ی تاریخی تخریب این حسینیه‌ها و مراکز عبادی شما در ایران به کی برمی‌گردد؟

عمرم که ۸۰ هم بیشتر است و از قبل از آن هم خبر ندارم. اما در این مدت که یاد دارم، به حسینیه‌ به احترام نام حسین‌ ابن علی(ع) جسارتی نشده، ندیدم؛ جز یکی در جریان قم و دومی‌اش هم بروجرد است.

در قم منزلی که ۱۲۰-۱۰۰ سال مال این خانواده بوده، جدشان آن‌جا روضه می‌خواندند و منزلشان بوده، برای این‌که همیشه روضه‌خوانی باشد، وقف می‌کنند و بعد می‌سازند.

در همان زمان عکس‌هایی که از ساخت می‌آمد، می‌دیدم. خواهش کردم که حسینیه را خیلی جالب نسازید؛ برای این‌که حسادت‌انگیز می‌شود. بعد حسینیه‌ای خیلی جالب و خوب، هم ازلحاظ (داخلی) هم از لحاظ معنا، درست کردند. این در مقابل بعضی اماکن دیگری که سایر آقایان ساختند که خیلی محقر یا قدیمی بود، جلوه‌ای داشت و مثل تراکتی تبلیغاتی تلقی می‌شد.

تا این‌که ریختند آن‌جا را خراب کردند، به جهت آن که حسادت‌برانگیز بود. آن‌ها آن‌جا را به منزل تبلیغ درویشی نسبت می‌دادند. گفتیم فرضاً هم تبلیغ باشد؛ هر کسی تبلیغ می‌کند. بعد ریختند اسامی ائمه، امام‌ها و بعد اسامی اسلاف را که تا به من رسیده بود، به بهانه‌ی این‌که اسامی کفار بر روی کاشی‌ها است، شکستند.

این‌هایی که حتی در ادارات اگر رفته باشید، یک پاکت از دیوار آویزان کرده‌اند و نوشته‌اند: اسامی مقدسه. یعنی اگر در یک روزنامه اسامی الله بود، این را می‌بریدند و می‌انداختند آن‌جا. آن وقت ریخته‌اند و کاشی‌هایی را که اسامی خدا، آیات قرآن و احادیث در آن هست، تخریب کرده‌اند. عکس‌هایش هست.

بنابراین، من قبل از آن سابقه‌ی خراب‌کردن نمی‌دانستم. در جنگ‌ها، یا در زلزله‌ها چرا، ممکن است که خراب شده باشد. ولی این جوری که حمله کنند و خراب کنند، نه!

انگیزه‌ی این دو تخریب قم و تخریب بروجرد را شما یکی می‌دانید؟

معمولاً در وقایع اجتماعی یک انگیزه نیست، مجموعه‌ی انگیزه است. این انگیزه‌ها بعضی‌هایش کاملاً مشترک است. بعضی‌هایش ضعف و قوت دارد. در یک جا انگیزه‌ای قوی‌تر است، در یک جا ضعیف‌تر. در بروجرد یک انگیزه این تصور است که اینجا تبلیغی است؛ به عنوان تبلیغ و علیه شریعت و به ‌اصطلاح علیه آقایان علماست. حال آن‌که ما طبق آیات قرآن، فقیهی که آن چهار صفت را داشته باشد، در اعمال باید از او پیروی کنیم.

اگر می‌گوید که مؤمنین باید تقلید کنند. تقلید در اعتقاد که نمی‌شود؛ تقلید در عمل است. یعنی همان جوری که می‌گوید «الله اکبر» ما هم الله اکبر بگوییم. ولی معنی الله اکبر را ما خودمان باید بفهمیم. این تصور است که ما آن‌ها را کنار می‌زنیم و می‌گوییم: نخیر لازم نیست و هر چه هست، ماییم. اما ما می‌گوییم: نخیر، شما هستید، در جای بالاترش ماییم.

تقریباً از زمان آقای محبوب‌‌علی‌شاه رویکرد و برخورد با دراویش نعمت‌الهی تغییر می‌کند. این تغییر رویکرد به چه علت است؟

این اختلاف متشرعه و متصوفه از خیلی قدیم بوده. در جنبه‌ی متصوفه چه در باب بعضی صوفی‌های واقعی، چه بعضی صوفی‌نماها. در تاریخ فرض کنید که سربداران، این‌ها درست است که صوفی می‌مانند، ولی در تصوف شخصیتی نداشتند. شخصیت سیاسی داشتند. این است که آن‌ها را برای این شخصیت سیاسی‌شان می‌خواستند از بین ببرند.

ولی در مورد ما قهراً این جوری شد. به این معنی که ما می‌گوییم درویشی یعنی تصوف، غیر از سیاست است و در سیاست دخالت نمی‌کند.

اما صوفی یک انسان است، هر کاری دلش می‌خواهد می‌کند. در صوفی‌ها چپی هست، راستی هست. ولی این چپی و راستی در شبی که برای درویشی است، می‌آیند پهلوی هم می‌نشینند. هر دو دست هم را می‌بوسند. رفتند بیرون، مبارزه‌ی سیاسی می‌کنند.

(دکتر نورعلی تابنده  مجذوب‌علی‌شاه) قطب دراویش نعمت‌اللهی گنابادی (عکس: اردوان روزبه، زمانه (


منتها اخیراً چون جمعیت زیاد شده و همه چیز سیاسی شده، البته سیاست به آن معنای بدش، به معنای ماکیاولیست، سعی می‌کنند این‌ها هم به سیاسی کاری کشانده بشوند. منتها تصور نمی‌کنند که این درویشی در سیاست دخالت نمی‌کند. این‌ها عنادشان را به درویشی برمی‌گردانند، نه به درویشی که می‌بینید، در سیاست دخالت می‌کند.

از طرفی چون تعداد این دراویش خیلی زیاد شده. یعنی بعد از آقای رضاعلی‌شاه خیلی زیاد شدند. کما این‌که می‌بینید همه جا مثلاً حسینیه و جاهایی که ما داریم، پر از جمعیت می‌شود. نماز عید و فطر تا خیابان فرش گذاشته می‌شود.

امروز جمعیت گردوشمار حساب می‌شود. یعنی هر نفری که می‌بینید، یک رأی است. این است که می‌آیند و می‌بینند این‌جا خیلی گردو هست، دنبال این گردوها می‌گردند و در جلب این‌ها دچار مشکل می‌شوند؛ پس برخورد می‌کنند.

کما این‌که در همین بروجرد، پارسال یا پیارسال کسی رفته بود به پیش‌نماز آن‌جا و چند نفر از درویش‌ها گفته بود که شماها به من رأی بدهید و چنین باشد و چنان باشد. این‌ها هم گفته‌اند که ما در سیاست دخالت نمی‌کنیم. یا ما به‌عنوان این‌که بگوییم «درویش‌ایم؛ به شما می‌گوییم، بروید به فلان کس رأی بدهید» نمی‌کنیم.

جناب آقا، ولی در گذشته خود شما یک چهره‌ی سیاسی بودید و می‌دانم که در دولت آقای بازرگان هم سمت وزارتی داشتید و به نوعی جزو ملی‌ - مذهبی‌ها محسوب می‌شدید. آیا این را تأثیرگذار در شرایط موجود نمی‌دانید؟

بعید نیست. اما این‌ها تصور نمی‌کنند که مقام و منسب الهی خود به خود می‌آید. مثلاً پیغمبر زحمت نکشید که پیغمبر بشود. خدا می‌خواست و او پیغمبر شد. در آن ایام قبلی هم که در سیاست بودم، با خلوص نیت بود؛ همان خلوص نیتی که باید داشته باشم. در این راه مانند همه‌ی درویش‌ها، با خلوص نیت در پی مصلحت مردم بودم.

قریب به چهل و چند سال عمرم در دور و بر کار قضایی بودم. با آقای دکتر هرسینی وکیل بودم؛ قاضی بودم. شما هر قاضی یا وکیلی می‌بینید، بپرسید از او که تابنده را شما چه جوری می‌بینید. وقتی من چهل و چند سال زحمت کشیدم تا صداقت را نشان بدهم.

یکی از دوستان صوفی می‌گفت تابنده دو منبع درآمد دارد. یکی حقوقش، یکی قرض. در زندگی‌ام همیشه بدهکار بودم. ولی خب بحمدالله زندگی‌ام راحت بود و بهترین چیزی که دارم، رضایت کامل پدر و مادر است. این است که من را در آن ایام هم همه خوب می‌شناختند و الان هم همان جوری هستم. چه طور بعد از ۷۰ سالگی ... (من ۶۹ ساله بودم که این منسب را پیدا کردم) عوض شدم؟

اما خودم من هم ذره‌ای هستم از این دریا. باید به این آقایان گفت اولاً مملکت آزاد است؛ هر کسی هر اعتقادی دارد. ثانیاً شما به اعتقاد مردم چه کار دارید؟ حق ندارید اعتقاد کسی را لطمه بزنید. در زمان شاه که اظهار مسلمانی به قولی مالیات داشت، یعنی زحمت داشت. من در دادگستری مشهور بودم به مسلمان. مرجع مشورت همه‌ی دوستان بودم؛ هم ازلحاظ قضایی و هم از لحاظ معنوی. همیشه بیش از مقام‌ ظاهری‌ام احترام داشتم.

حالا چه طور شده؟ عوض شده‌ام؟ نه! به من چه‌کار دارید؟ ببینید درویش‌ها چه می‌کنند. درویش‌ها اعتقادشان که به کسی ارتباط ندارد؛ بر روی عملشان دیگران حق دارند بحث کنند.

کجای عملشان بد است؟ فرض کنید اعتقاد هم ندارند به شما، شما را بد هم می‌دانند، ولی عملشان چه هست. در عملشان تمام افکار و اعمالی که مسلمان واقعی باید انجام بدهد، انجام می‌دهند. حالا یکی یک وقت فرض کنید درویشی دیر از خواب پا می‌شود و یا نماز نمی‌خواند. این درویش را می‌گویند درویش خطا کار. نه کار درویشی را خطاکار 

+ نوشته شده در سه شنبه سیزدهم آذر 1386ساعت 0:50 توسط آرش |

مصاحبه رادیو فردا

با جناب آقای دکتر سید مصطفی آزمایش در پی حمله بسیجیان به حسینیه کرج و تهدید فقرا

دانلود فایل صوتی

+ نوشته شده در جمعه نهم شهریور 1386ساعت 14:13 توسط آرش |

محاصره حسینیه کرج

بنابه قرار گزارشات واصله  ساعت ده و نیم شب به وقت ایران یک گروه صدنفری از بسیجیان کرج به محاصره حسینیه دراویش گنابادی دست زده اندو دست به تهدید و ارعاب زده اند

  یک زن بسیجی به نام  پئران میندخت خلیق به تحریک این جماعت مشغول است .او خود را نماینده مقام رهبری برای مبارزه برعلیه تصوف و عرفان معرفی میکند

 مردم بسیار زیادی در محل اجتماع کرده ونیروهای نظامی و انتظامی نیز در محل حضور دارند

پلیس صدوده توسط دراویش اطلاع یافته و در محل حاضر شد و یگان ضدشورش سپاه پاسداران نیز در محل حاضر شده است

امام جمعه کرج سرگرم گفتگو برای آرام کردن بسیحیهاست

یک ساعت پس از محاصره حسینیه هفت نفر از سرکردگان بسیج وارد حسینیه شدند و با آقای یوسف مردانی نماینده دراویش گنابادی در کرج به مدت یکساعت  گفتگو کردند و بالاخره در شرایطی حاضر به ترک محل شدند که تهدید کردند فردا ساعت 5 بعدازظهر بازخواهند گشت

+ نوشته شده در سه شنبه ششم شهریور 1386ساعت 11:43 توسط آرش |